فقره ی سوم

در عذاب اهل تابوت و بدترین اهل جهنّم.

مؤلّف گوید: عذاب که عذاب رجعتِ ایشان را پیش شنیدی و عذاب آخرتِ ایشان این است که الان دیدی؛ حال اشاره نماییم به عذاب برزخ ایشان. روایت کرد مجلسی (قدّه) از عبدالله بن بکر که با صادق (علیه السّلام) رفیق بودم از مدینه تا مکّه، پس گذشتیم به کوه سیاه موحشی از جانب چپ راه. گفتم یابن رسول الله (ص) چه بسیار وحشت دارد این کوه، در این راه کوه موحشی مثل این ندیدم. حضرت فرمود: ای پسر بکر می دانی که این چه کوه است. گفتم نه. فرمود: این کوهی است که آن را کمد می گویند و آن واقع شده در وادی یی از وادی جهنّم و در این کوه می باشند قاتل پدرم حسین (علیه السّلام)، خدا ایشان را در اینجا سپرده است و از زیر ایشان جاری می شود جمیع آب ها و نهرهای جهنّم از غسلین و صدید و حمیم و آنچه بیرون می آید از جبّ حزن و از فلق و از اثام و از طینت خبال و از جهنّم و از لظّی و از حطمه و از سقر و از جحیم و از هاویه و از سعیر، و هیچ وقت از این کوه نگذشتم مگر آنکه عمر و ابوبکر را می بینم که استغاثه می کنند به سوی من، و نظر می کنم به سوی قاتلان پدرم پس به ابوبکر و عمر می گویم که ایشان آنچه کردند به سبب اسبابی بود که شما گذاشتید، چون حاکم شدید بر ما رحم نکردید و ما را کشتید و حقّ ما را غصب کردید، بچشید وبال آنچه پیش فرستاده اید.350

بدان که به قواعد عقل و نقل، این دو منافق از جمیع بدان و اشقیاء بدتر و شقی ترند، و در مجالس وعظ به بسط تمام نوشته ام رجوع کن؛ و هم دومی از اولی شقی تر است به قرینه تفسیر اشقی که گذشت و این مطلب در مذهب شیعه بدیهی است اگرچه سیّئه ای است از سیّئات اولی به جهت آنکه او را نصب کرد و جانشین خود قرار داد و بدیهی است که شقی هر چه شقی باشد بی منصب شقاوت خود را نتواند به کار برد؛ بفهم مطلب را که در خیر و شر هر دو راه دارد. این رشته سر دراز دارد.

حال اشاره به بدتریِ هر دو نماییم. صدوق (قدّه) از أبی الجارود روایت کرده که از باقر (علیه السّلام)پرسیدم که آیا اول کسی که داخل جهنّم می شود که پیشوا و پیشرو ایشان است کیست. فرمود: ابلیس و مردی از یمین او و مردی از یسار او.351 و شیخ مفید (قدّه) از صادق (علیه السّلام)روایت کرده که امیرالمؤمنین (علیه السّلام)فرمود: روزی بیرون رفتم به پشت کوفه و قنبر در پیش روی من می رفت. ناگاه ابلیس پیدا شد. من به او گفتم که عجب پیر گمراه شقی هستی تو. گفت چرا این را می گویی یا امیرالمؤمنین، به خدا قسم که تو را حدیثی نقل کنم از خودم و از خداند عزّ و جلّ و میان ما ثالثی نبود. به درستی که چون مرا به سبب آن خطائی که کردم به زمین فرستاد، چون به آسمان چهارم رسیدم ندا کردم الهی و سیّدی گمان ندارم که از من شقی تر خلقی آفریده باشی، حقّ تعالی وحی فرمود: که آفریده ام خلقی را که از تو شقی تر است، برو به سوی مالک جهنّم تا صورت او را و جای او را به تو بنماید. رفتم به سوی مالک و گفتم خدا تو را سلام می رساند و می فرماید که به من بنما کسی را که از من شقی تر است. مالک مرا برد به سوی جهنّم و سرپوش بالای جهنّم را برداشت آتش سیاهی بیرون آمد که گمان کردم که مرا و مالک را خواهد خورد. مالک به آن گفت ساکن شو، ساکن شد. پس مرا برد به طبقه ی دوم آتشی بیرون آمد از آن سیاه تر و گرم تر، پس گفت ساکن شو، ساکن شد. و همچنین به هر مرتبه ای که می برد از مرتبه ی سابق تیره تر و گرم تر بود. تا به طبقه هفتم برد، آتشی از آن بیرون آمد که گمان کردم که مرا و مالک را و جمیع آنچه خدا آفریده خواهد سوخت، پس دست بر دیده های خود گذاشتم و گفتم ای مالک امر کن آن را که سرد و ساکن شود و الا می میرم. گفت تو نخواهی مرد تا وقت معلوم. پس صورت دو مرد را دیدم که در گردن ایشان زنجیرهای آتش بود و ایشان را به جانب بالا آویخته بودند و بر سر آنها گروهی ایستاده بودند و گرزهای آتش در دست داشتند و بر سر ایشان می زدند. گفتم ای مالک اینها کیستند. گفت مگر نخواندی آنچه در ساق عرش نوشته بود و من دیده بودم که خدا بر ساق عرش دو هزار سال پیش از خلقت دنیا یا آدم نوشته بود: لاإلهَ إلاّاللهَ مُحَمَّدٌ رَسول اللهِ (ص) ایِّدتُه و نَصَرتُه بِه عَلِیّ، این ها دو دشمن ایشان و دو ستم کننده ی بر ایشانند یعنی ابوبکر و عمر؛352 أللّهُمَّ عَذِّبهُما عَذاباً لَیَستَغیثُ مِنه اهلُ النّار.

------------------------------------------

پی نوشت ها:

350. مجلسی، حقّ الیقین، ص 410.

351. فاضل دربندی، اسرارالشّهادة، المجلس الثّالث من المجالس الخاتمه، التذییل الثّالث، ص 576.

352. مجلسی، حقّ الیقین، ص 509.

* منبع: کاشف الاسرار، مولی نظرعلی طالقانی، به کوشش مهدی طیّب، جلد ۱، صص ۳۸۴ تا ۳۸۶

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

به سایت اهل ولا مراجعه کنید

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم دی ۱۳۹۱ساعت 6:7  توسط علیرضا عباسی  |