فقره ی سوم

در عذاب اهل تابوت و بدترین اهل جهنّم.

و در حدیث دیگر وارد شده که فلق چاهی هست در جهنّم که اهل جهنّم از شدّت آن و حرارت آن استعاذه می نمایند، و از خدا طلب نمود که نفس بکشد و چون نفس کشید جهنّم را سوزانید؛ و در آن چاه صندوقی است از آتش که اهل آن چاه از گرمی و حرارت آن صندوق استعاذه می نمایند و آن تابوتی است که در آن شش کس از پیشینیان جا دارند و شش کس از این امّت. امّا شش نفر، پسر آدم است که برادر خود را کشت و نمرود که حضرت ابراهیم را در آتش انداخت و فرعون، و سامری که گوساله پرستی را دین خود کرد و آنکه یهود را بعد از پیغمبرشان گمراه کرد و آنکه نصاری را بعد از پیغمبرشان گمراه کرد، و اما شش کس آخر، اولی و دومی و سومی و معاویه و سرکرده ی خوارج نهروان و ابن ملجم است.341

و از حضرت کاظم (ع) روایت شده که در جهنّم وادی یی هست که آن را سقر می نامند، از آن روز که خدا آن را خلق کرده نفس نکشیده و اگر آن را رخصت دهد که به قدر سوراخ سوزنی نفس بکشد هر آینه جمیع آنچه در روی زمین است بسوزاند و اهل جهنّم به خدا پناه می برند از حرارت و گند و بو و کثافت آن وادی و آنچه خدا در آنها برای اهلش مهیّا نموده از عذاب. و در آن وادی کوهی هست که جمیع اهل آن وادی پناه می برند از حرارت و گند و بو و کثافت آن کوه و عِقاب ها که خدا در آنجا برای اهلش مقرر فرموده و در آن کوه درّه ای است که اهل آن کوه به خدا استعاذه می نمایند از گرمی و گند و کثافت آن درّه و عذاب های آن، و در آن درّه چاهی است که اهل آن دره از گرمی و تعفّن و عذاب شدید آن چاه به خدا پناه می برند، و در آن چاه ماری است که جمیع اهل آن چاه از خباثت و تعفّن و کثافت آن مار و آنچه خدا در نیش های آن قرار داده به خدا استعاذه می نمایند، و در شکم آن مار هفت صندوق است که آنها جای پنج کس از امّت های گذشته و دو کس از این امّت است و آن پنج کس قابیل و نمرود و فرعون و یهودا است که یهود را گمراه کرد و مجوس است که نصاری را گمراه کرد و از این امّت دو اعرابی اند که ایمان به خدا نیاوردند، یعنی ابوبکر و عمر.342 و روایت کرده صدوق (قدّه) از باقر (ع) که در جهنّم کوهی هست که آن را صَعَد می گویند و در صعد وادی یی هست که آن را سَقَر می نامند و در سقر چاهی هست که آن را هَبهَب می گویند. هر گاه پرده از روی آن چاه بر می گیرند اهل جهنّم از گرمی آن به فریاد می آیند. و آن چاه منزل جبّاران و خلفای جور است.343 و در آخر کتاب اسرار فاضل دربندی (دام ظلّه) از رسول خدا (ص) روایت کرده که در روز قیامت بعد از ناله ی فاطمه ی زهرا (ع) امر می کند خدا آتشی را که نام او هَبهَب است و هزار سال او را دمیده اند تا سیاه شده پس برمی چیند قاتلان سیّدالشهداء (ع) و اصحاب او را، تا آخر حدیث.344 و در حدیث دیگر قاتل سیّدالشهداء حسین (ع) در تابوتی است از آتش و بر او است نصف عذاب اهل آتش و پاها و دست های او محکم بسته شده به زنجیرهای آتش و سرنگون است در قعر جهنّم و بوی گند دارد و پناه می برند اهل آتش از شدّت گند او.345 و باید مراد این باشد که عذاب او نصف عذاب اهل آتش و طبقه مخصوصی است، پس منافات با احادیث دیگر ندارد.

و علی بن ابراهیم (قدّه) در تفسیر إلاَّالأشقی که در سوره ی لیل هست 346 از صادق (ع) روایت کرده که در جهنّم وادی یی هست و در آن وادی آتشی هست که نمی سوزد به آن آتش و ملازم آن نمی باشد مگر شقی ترین مردم که عمر است که تکذیب کرد رسول خدا (ص) در ولایت علی (ع) و پشت کرد و قبول نکرد. پس فرمود که آتش ها بعضی از بعضی پست تر است و آتش این وادی مخصوص ناصبیان و دشمنان اهل بیت است.347 صادق (ع) در تفسیر أَحاطَ بِهِمْ سُرادِقُها الخ (کهف:احاطه کرده است به ظالمان سراپرده های آتش،348) فرمود این در شأن بنی امیّه است که آتش ایشان را فرو گیرد پس لبِ پایین ایشان چنان بیاویزد که به ناف ایشان برسد و لب بالای ایشان به میان سر ایشان برسد.349

------------------------------------------

پی نوشت ها:

341. مجلسی، حقّ الیقین، ص 503.

342. مجلسی، حقّ الیقین، ص 502.

343. مجلسی، حقّ الیقین، ص 506.

344. فاضل دربندی، اسرارالشّهادة، المجلس الثّالث من المجالس الخاتمه، التذییل الثّالث، ص576.

345. فاضل دربندی، اسرارالشّهادة، المجلس الثّالث من المجالس الخاتمه، التذییل الثّالث، ص576.

346. سوره ی لیل، آیه ی 1.

347. مجلسی، حقّ الیقین، ص 509.

348. سوره ی کهف، آیه ی 29.

349. مجلسی، حقّ الیقین، ص 494.

* منبع: کاشف الاسرار، مولی نظرعلی طالقانی، به کوشش مهدی طیّب، جلد 1، صص 383 و 384

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

به سایت اهل ولا مراچعه کنید

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم دی ۱۳۹۱ساعت 6:10  توسط علیرضا عباسی  |