|
فقره ی سوم در عذاب اهل تابوت و بدترین اهل جهنّم. در سوره ی نساء فرمود: إِنَّ اَلْمُنافِقِينَ فِي اَلدَّرْكِ اَلْأَسْفَلِ مِنَ اَلنَّارِ به درستی که منافقین در پائین ترین درکات جهنّم و آتشند.338 چون قاعده این است که از کم رو به زیاد و از ضعف رو به شدّت می شمارند و بالا می روند لهذا در بهشت به لفظ درجات ادا شده که درجه درجه بالا می رود و در دوزخ به لفظ درکات ذکر شده که طبقه طبقه پائین پائین می رود. مجلسی (قدّه) در حقّ الیقین به اسانید فرمودند: ابوبکر گفت: حق است آنچه گفتی و به گوش خود همه را از رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم)شنیده ایم و لکن رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم)بعد از آنها گفت که خدا ما را برگزیده و از برای ما آخرت را در دنیا اختیار کرده و خلافت و پیغمبری هر دو را در ما جمع نکرده. حضرت امیر (ع) فرمود : آیا کسی هست که با تو همین شهادت دهد؟ عمر گفت: راست گفت خلیفه رسول الله (ص)، من نیز شنیدم. پس ابو عبیده ی جراح و سالم مولای حذیفه و معاذبن جبل نیز شهادت دادند. حضرت فرمود: وفا کردید شما پنج نفر به آن صحیفه ای که در میان خانه ی کعبه نوشتید که اگر محمّد (صلّی الله علیه و آله و سلّم) کشته شود یا بمیرد نگذارید خلافت به اهل بیت او برسد و این حدیث را در آن روز وضع کردید. ابوبکر گفت تو چه دانستی که ما چنین کردیم؟ حضرت فرمود: ای زبیر و ای سلمان و ای ابوذر و ای مقداد سؤال می کنم از شما، به حقّ خدا و به حقّ اسلام، که شما نشنیدید از رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم)که این پنج نفر را نام برد و گفت چنین نامه ای نوشته اند و چنین عهد و پیمانی با هم بسته اند؟ همه گفتند بلی شنیدیم که حضرت رسول (صلّی الله علیه و آله و سلّم)فرمود: که ایشان چنین نامه ای نوشتند و عهد کردند که خلافت را از اهل بیت برگردانند، پس تو گفتی بِأبی أنتَ یا رسولُ الله اگر چنین کنند من چه کنم، فرمود اگر یاوری بیابی با ایشان جهاد کن وگرنه خود را حفظ کن و خود را به کشتن نده. و حدیث را ذکر کرد تا آنجا که حضرت (ع) فرمود: به غیر یک سخن نمی گویم، خدا را به یاد شما می آوردم ای چهار نفر، یعنی سلمان و ابوذر و مقداد و زبیر، آیا شنیدید از رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم)که فرمود: در جهنّم تابوتی هست از آتش که در آن دوازده نفر هستند، شش نفر از امم سابقه و شش نفر از این امت، و آن تابوت در چاهی است در قعر جهنّم و بر سر آن چاه سنگی هست که هرگاه حقّ تعالی خواهد که جهنّم را مشتعل گرداند می فرماید ان سنگ را از آن چاه بر می دارند، جمیع جهنّم از شدّت حرارت آن چاه مشتعل می گردد. پس علی (ع) فرمود: من در حضور شماها از رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) سؤال کردم که آنها کیستند، فرمودند: اما پیشینیان، قابیل و فرعون و نمرود و دو نفر از بنی اسرائیل که یک یهود را گمراه کرد و دیگری نصاری را و ابلیس ششم ایشان است، و از این امّت دجّال است و پنج نفر که اتّفاق بر نوشتن آن صحیفه ی ملعونه کنند و با یکدیگر اتفاق کنند بر عداوت تو ای برادر من و معاونت یکدیگر نمایند بر غصب حقّ تو، تا آنکه پنج نفر را نام برد و یک یکِ ایشان را شمرد. پس ما چهار نفر گواهی دادیم که ما حاضر بودیم و همه از رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم)، تا آخر حدیث.339 و به جهت همین صحیفه ی ملعونه بود که عمر بعد از زخم خوردن و هنگام طرح شوری افکندن گفت: آه اگر ابو عبیده ی جراح یا سالم مولای حذیفه امروز زنده بودند مرا هیچ تشویش و تردد نبود و ایشان برای خلافت مناسب و بی عیب بودند.340 ------------------------------------------ پی نوشت ها: 338. سوره ی نساء، آیه ی 145. 339. مجلسی، حقّ الیقین، ص 164 و 165 و 169. 340. مجلسی، حقّ الیقین، ص 245. * منبع: کاشف الاسرار، مولی نظرعلی طالقانی، به کوشش مهدی طیّب، جلد ۱، صص ۳۸۲ و ۳۸۳ اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم به سایت اهل ولا مراجعه کنید
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم دی ۱۳۹۱ساعت 6:14  توسط علیرضا عباسی
|
|