|
14. سالك بايد از زياد خوابيدن نيز پرهيز كند و جز به حدّاقلّى كه براى سلامتى و شادابى او ضرورى است، اوقات خود را صرف خوابيدن نكند؛ زيرا پرخوابى علاوه بر اينكه موجب هدر رفتن عمر مى شود، به لطافت و صفاى روح نيز آسيب ميرساند. علاوه بر پرهيز از پرخوابى، بيدارى سحرگاهان و بين الطّلوعين[1] در صفاى روح و پروازهاى معنوى تأثير فوقالعاده و بى بديلى دارد و سالك با تنظيم اوقات استراحت و خواب خود، بايد ترتيبى دهد كه از فيض سحر و بين الطّلوعين محروم نماند. بنابراين سَهَر يا كم خفتن نيز از امورى است كه مراعات آن بر سالك لازم است. 15. سالك بايد از اينكه تمام اوقات مفيد خود را در جمع و با ديگران بگذراند، به گونهاى كه براى در خلوت به انس با حضرت دوست و تفكّر و ذكر و عبادات و مناجات پرداختن، فرصتى براى او باقى نماند، به شدّت پرهيز كند. گرچه انزواطلبى و قطع روابط خويشاوندى و دوستى و بريدن مراودات اجتماعى خطا و زيانبخش است، امّا محروم ساختن خويش از خلوتهاى معنوى نيز مردود و مضرّ است. بنابراين گرچه سالك بايد در حدّ لازم و معتدل در جمع حاضر شود، امّا مى بايست اوقات معيّنى را نيز براى تنهايى و خلوت اختصاص دهد. 16. بسيارى از عادات و رسوم خلق، از جهل و دنياطلبى آنها برخاسته و با تعاليم و احكام الهى در تعارض آشكار است. سالك بايد از تسليم و تبعيّت محض در برابر عادات و رسوم خلق پرهيز كند و با اراده ى مستقل و استوار، آنچه را با موازين عقل و شرع سازگار نيست ترك نمايد و به اينكه ديگران در مورد او چه خواهند گفت و چه قضاوتى خواهند كرد بهايى ندهد. زيرا عادات و رسوم خلق، خود دين على حدّهاى است كه تبعيّت مطلق از آن با پيروى دين خدا قابل جمع نيست. البتّه سالك پس از اينكه توانست خود را از انقياد آداب و رسوم جاهلانه ى خلق رها كند، براى اينكه زندگى بر بستگان و اطرافيانش تلخ نشود و به قصد مدارا با آنان كه هنوز به چنين معرفت و حرّيّتى نايل نشدهاند، در مواردى كه با اوامر الهى تضاد ندارد، مى تواند بدون رغبت قلبى، تا حدودى در عادات و رسوم رايج، با آنان همراهى كند. اميرالمؤمنين(علیه السّلام) در نامهاى به فرزند خويش، امام مجتبى (علیه السّلام) مى نويسند: يا بُنَىَّ كُن فِى النّاسِ وَ لا تَكُن مَعَهُم: فرزندم! در جمع مردم باش، امّا همراه آنان نباش.[2] يعنى در اشتباهات و انحرافاتشان با آنها همراه نباش. 17. خدمت عاشقانه، مشتاقانه و توأم با لذّت، به مخلوقات خدا، حتّى به حيوانات، از امورى است كه در سلوك روحانى درهاى بسته را بر سالك مى گشايد. بهويژه گره گشودن از كار يك انسان درمانده، برداشتن بار غم از دل يك انسان محزون، شاد كردن دل يك انسان دردمند، برآوردن نياز يك انسان نيازمند، بدون خودنمايى يا منّت گذارى و حتّى بدون چشم داشت اجر و پاداش از جانب خدا، و لذّت بردن از اين عمل به خاطر عشق به مخلوقات خدا، كيميايى است كه مى تواند در چشم برهم زدنى حجاب ها را از برابر ديده ى دل سالك برطرف كند و مس وجود او را به زر ناب انسان كامل بدل سازد. لذا سالك بايد از اين عامل مؤثّر حدّاكثر بهره را ببرد. 18. مواسات، لطف، احسان، ايثار، احترام و محبّت كردن بى منّت به ديگران، بهويژه نسبت به سادات و مؤمنان، به خصوص اهل علم و معنويّت و تقوا از تبار پيامبر اكرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و از شمار مؤمنان، امر ديگرى است كه انجام آن، توفيقات و فيوضات الهى را متوجّه سالك مى كند و لذا سالك به هيچ وجه نبايد از انجام آن غفلت كند. 19. حُسن معاشرت و رابطهى محبّتآميز داشتن با مردم و خوش خُلقى و شيرين محضرى در ارتباطات اجتماعى، نكته ى ديگرى است كه مراعات آن بر سالك لازم است. 20. نيكى و فروتنى و خدمت و رفتار محبّتآميز با پدر و مادر، چه در زمان حيات و چه پس از فوت آنان، صله ى رحم و اداى وظيفه نسبت به خويشاوندان، بهويژه ارحام، خصوصاً كسانى از ايشان كه از نظر امكانات مادّى و موقعيّت هاى دنيوى، در سطح پايين ترى قرار دارند، و مراوده و ديد و بازديد با برادران ايمانى، از ديگر امورى است كه انجام آنها واجب مى باشد و در سير معنوى تأثير به سزايى دارد. 21. سالك بايد مراقبت كند كه از يك سو، به هيچ وجه موجب رنجش خاطر ديگران نشود و از سوى ديگر، از كسى رنجيده خاطر نگردد و كدورتى به دل نگيرد و در برابر جفاى خلق، حلم و بردبارى در پيش گيرد و جفا و بى مهرى آنان را لطف خفيّهاى از جانب حضرت حق بداند و براى آن، شاكر خداوند باشد. اين جفاى خلق با تو در جهان گر بدانى گنج زر باشد نهان خلق را با تو كج و بدخو كند تا تو را ناچار رو آن سو كند 22. سالك بايد بيشتر و پيشتر از زبان و كلام، با عمل توأم با محبّت، خلق را به خير و نيكى دلالت و دعوت كند و همانطور كه خداوند اغلب با كارهايش با خلق حرف ميزند، او نيز با تخلّق به اين اخلاق الهى، با محبّت و خوبى كردن به ديگران، دل آنها را جلب و جذب خويش كند و با انجام كارهاى نيك، براى آنها الگوى عملى شود. چنانكه امام صادق (علیه السّلام) مى فرمايند :كونوا دُعاةَ النّاسِ بِاَعمالِكُم وَ لا تَكونوا دُعاةً بِاَلسِنَتِكُم:دعوت كنندگان مردم با اعمالتان باشيد و دعوت كنندگان با زبان هايتان نباشيد.[3] 23. سالك بايد تلاش دائمى در جهت افزايش آگاهى و شناخت دينى را از طريق مطالعه ى كتابهاى مفيد و درسآموزى از دينآگاهان و اهل معرفت، در برنامه ى زندگى خود قرار دهد و هيچ گاه از اين تلاش دست نكشد و غافل نشود. ................................................. پی نوشت ها: 1. مقصود از سحر، ثلث آخر شب است. یعنی به مقدار یک سوم فاصله زمانی بین اذان مغرب و اذان صبح روز بعد، باقی مانده تا ذان صبح. مقصود از بین الطّلوعین نیز فاصله ی بین طلوع فجر و اذان صبح تا طلوع آفتاب است. 2. سیّد رضی، نهج البلاغه، نامه 31. 3. مجلسی، بحارالانوار، ج 5، ص 198.
منبع: کتاب شراب طهور، تألیف استاد مهدی طیّب اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم به سایت اهل ولا مراجعه کنید
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم مهر ۱۳۹۱ساعت 5:37  توسط علیرضا عباسی
|
|