|
9. رضا به كرده ى دوست: كسى كه دل در گرو محبوبى نهاده است، آنچه از محبوب سر ميزند براى او زيبا، شيرين و دوستداشتنى جلوه مى نمايد و به هرچه دوست با او مى كند، راضى و هرگونه كه معشوق به او فرمان ميدهد، خرسند است. لذا محبّ حضرت حق به مقدّرات و مقرّرات الهى راضى است و هرچه خدا براى او پيش ميآورد و هر موقعيّت و وضعيّتى كه خداوند او را در آن قرار ميدهد و هر امر و نهيى كه از جانب پروردگار خطاب به او صادر مى شود را با دلى شاد و روحيّهاى باز، با رضايت و خرسندى مى پذيرد و استقبال مىكند. محبّان در عرصه ى رضا به سطوح و مراتبى تقسيم مى شوند. گروهى از محبّان حضرت حق، به اين دليل كه يقين دارند آنچه خداوند براى آنان مقدّر يا مقرّر فرموده است، حاوى خير و مصلحتى براى آنهاست، در عين اينكه برخى حوادث و شرايط يا اوامر و نواهى كه از جانب پروردگار متوجّه آنها شده است در كامشان تلخ و ناخوشايند است، امّا به آن رضايت ميدهند. حالت اين گروه را بيشتر صبر مى توان شمرد؛ زيرا صبر تحمّل تلخى براى نيل به نفعى در آينده است. گروه دوم، گرچه در برخى مقدّرات و مقرّرات الهى كه متوجّهشان شده است، احساس تلخى مى كنند، امّا صرف نظر از آثار و منافع آنها، صرفاً به اين دليل كه همه را محبوب پيش آورده و از جانب معشوق است، آنها را دوست دارند و به آنها خرسندند. گروه سوم، آنچه از جانب محبوب ميرسد در كامشان شيرين و لذّت بخش است و به شيرينى و گوارايى، پذيراى آن مىشوند و به آن راضى و خرسندند. گروه چهارم از محبّان، چنان مبهوت و محو جمال محبوبند، كه از هرچه جز او فارغند و هيچ چيز جز او را نمى بينند و احساس نمى كنند. لذا نه به كرده ى دوست و نه به اثر و طعم آن توجّهى ندارند و در نتيجه، از مقوله ى خرسندى و ناخرسندى نسبت به آنها، فراترند. 10. خود را براى محبوب و فداى محبوب خواستن: محبّ راستين چشم به اِنعام و احسان دوست ندوخته است و از او توقّع و چشم داشت عطا و خدمتى ندارد و انگيزه ى محبّتش خوبى هايى نيست كه محبوب به او كرده است؛ زيرا محبّت به كسى به خاطر احسان و اِنعام او، در واقع محبّت به خويشتن است. گر از دوست چشمت به اِنعام اوست تو در بند خويشى نه در بند دوست محبّ صادق حتّى خودِ دوست را براى خويشتن نمى خواهد و در پى آن نيست كه با وصال او، خود به لذّت برسد و عطش و التهاب خويش را فرو بنشاند؛ زيرا محبّت به كسى به خاطر شيرينى و لذّت وصل او نيز در حقيقت، محبّت به خويش و لذّت و راحت خود است. در هر دو صورت فوق، محبوب وسيلهايست براى تأمين نياز يا نيل به لذّت خويش. به بيان ديگر، در هر دو صورت مزبور، محب، محبوب را براى خود مى خواهد و هدف، خودش است. محبّ واقعى، خود را براى محبوب و فداى محبوب مى خواهد و هدفش راحت و رضاى محبوب است و در اين راه، خود را هزينه و نثار و فدا مى كند و اگر راحت و رضاى محبوب در حرمان و هجران اوست، محبّ صادق، اين محروميّت و مهجوريّت را به جان خريدار است. محبّان راستين حضرت حق اين گونهاند. فراق و وصل چه باشد، رضاى دوست طلب كه حيف باشد از او غير از اين تمنّايى 11. تولّى و تبرّى: محبّان حضرت حق، با دوستان محبوب خويش، شفيق، و با دشمنانش، شديدند. نسبت به دوستان محبوب، يك پارچه محبّت و لطف و در برابر دشمنانش، آشتى ناپذير و در كارزارند. همچنين آنچه را محبوبشان مى پسندد و دوست دارد، از صميم جان دوست دارند و از آنچه محبوبشان بيزار است، منزجر و متنفّرند. بر اين اساس، نسبت به انبيا و اوليا و بهويژه نسبت به پيامبر اكرم و اهل بيت او علیهم السّلام، درنهايت محبّت و شفقت و نسبت به دشمنان آنان، درنهايت عداوت و انزجارند. همچنين هر انديشه و عقيده، هر خُلق و روحيّه، و هر رفتار و رويّهاى را كه خداوند دوست ميدارد، به شدّت دوست ميدارند و از هر فكر، خوى و رفتارى كه خداوند از آن منزجر است، به شدّت متنفّرند. 12. محبّت فراگير و رهايى از خودخواهى: هركس به محبوبى دل سپرده است، هرچه را او پديد آورده، چون اثر محبوب است، صميمانه دوست دارد. لذا محبّان حضرت حق، همه ى آفريده هاى خدا را دوست دارند و با خلق خدا مهربانند و با آنها احساس يگانگى مى كنند و براى خويش حساب جداگانهاى قائل نمى شوند. در نتيجه، مشكلات ديگران را مشكل خود و موفّقيّت هاى ديگران را كاميابى خويش مى بينند و در غم آنها محزون و در شادى ايشان شادمانند. روح آنها چنان بزرگ است كه منِ آنان به وسعت همه ى عالم شده است و همه ى موجودات عالم را جزء و عضوى از وجود خود مى بينند و در نتيجه، حساب خويش را از آنها جدا نميدانند و از خودبينى و خودخواهى و از اينكه همه ى منافع و لذايذ عالم را براى خود بخواهند و به ديگران بياعتنايى كنند و آنان را به حساب نياورند و براى اينكه در چه حالى به سر مى برند، اهميّت قائل نباشند، منزّه و وارستهاند. منبع: کتاب شراب طهور، تألیف استاد مهدی طیّب اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم به سایت اهل ولا مراجعه کنید
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم مهر ۱۳۹۱ساعت 6:9  توسط علیرضا عباسی
|
|