|
اين ترس نشأت يافته و عجين با محبّت است و با ترس از محروميّت از نعمت هاى دنيوى يا پاداش هاى اخروى و يا ترس از مبتلا شدن به عذابهاى دوزخى كاملا متفاوت است. 4. ياد و توجّه: كسى كه دلش در گرو محبّت معشوقى است، آن معشوق پيوسته در قلب وى حاضر و كانون توجّه اوست. لذا وجود محبّ راستين، لحظهاى از توجّه به محبوب و ياد معشوق خالى نيست و هيچ حادثه و پديدهاى نمى تواند او را آنى از محبوب غافل كند. به فرموده ى پيامبر اكرم صلّی الله علیه و آله و سلّم: مَن اَحَبَّ شَيئآ اَكثَرَ ذِكرَهُ:كسى كه چيزى را دوست بدارد بسيار به ياد اوست.[1] بر اين اساس، آن كه دلش در گرو عشق الهى است، جز به خدا نميانديشد و لحظهاى از ياد و توجّه به محبوب ازلى خويش غافل نمى باشد. 5. سرور و حزن: عاشق راستين تنها با ديدار و وصال محبوب، شادمان و مسرور مىشود و آنچه او را محزون مى كند، تنها دورى و جدايى از معشوق است. هيچ امر ديگرى نه مى تواند وى را به وجد و سرور آورَد و نه قادر است او را به غم و اندوه افكند. اگر تمام عالم را به محبّان راستين خداوند ببخشند، مايه ى نشاط و شادي شان نخواهد شد و اگر تمامى محروميّتها و رنجهاى عالم را بر سر آنان فرود آورند، موجب ماتم و اندوهشان نخواهد گشت. آنچه قادر است اينان را شاد و مسرور كند، نيل به قرب و لقاء و وصال الهى است و آنچه مى تواند آنها را اندوهگين و افسرده سازد، هجران و بُعد از حضرت حق است. 6. جز محبوب را نديدن: محبّ صادق چنان مجذوب و مبهوت جمال معشوق و محبوب خويش است و توجّهش تماماً مختصّ و مصروف اوست كه كوچكترين توجّهى به غير محبوب ندارد. در نتيجه، چشمانش از ديدن جز محبوب، نابيناست. چنان كه پيامبر اكرم صلّی الله علیه و آله و سلّم مى فرمايند: حُبُّكَ لِلشَّىءِ يُعمى وَ يُصِمُّ :محبّت تو به چيزى، تو را از غير آن چيز، كور و كر مى سازد.[2] از اين رو، محب، نه به خود توجّهى دارد و خويشتن را مى بيند تا در معرض خودبينى، خودخواهى، خودپسندى، خودستايى و خودبزرگ بينى، يا منفعت طلبانه و كاسب كارانه رفتار كردن، قرار گيرد؛ و نه ديگران را مى بيند و به آنها توجّهى دارد تا به آنان دلبندد يا چشم اميد و طمع بدوزود يا قضاوت و نظر آنها در او تأثير بگذارد و يا اقبال و ادبار آنان او را شادمان ومحزون كند و مصمّم و مردّد سازد. محبّان راستين حضرت حق اينگونهاند. 7. ايثار: آن كه دل به محبوبى سپرده است، معشوق را بر هرچه جز اوست ترجيح ميدهد و همه چيز را در راه او نثار و ايثار مىكند. امام صادق علیه السّلام مى فرمايند:دَليلُ الحُبِّ ايثارُ الَمحبوبِ عَلى ما سِواهُ :گواه محبّت، برگزيدن محبوب است بر هرچه جز اوست.[3] همچنين از خواست و هواى خويش صرف نظر مى كند و مطلوب و هواى دوست را برمى گزيند. ايثار به تناسب شدّت محبّت، داراى مراتبى است. در مرتبه ى نخست، محب در عين اينكه خود خواسته و تمايلاتى دارد، خواست و ميل دوست را بر خواست و ميل خويش مقدّم مى شمارد و از آن صرف نظر مى كند. در مرتبه ى دوم، خواست و هواى محب همان خواست و هواى محبوب مى شود؛ به نحوى كه محب ديگر خواست و آرزوى جداگانه و على حدّهاى از خود ندارد، بلكه همان را مى پسندد و آرزو مى كند كه محبوب دوست دارد و به آن متمايل است. در سومين مرتبه، كه محبّت به اوج شدّت خود رسيده است، محب جز محبوب چيزى نمى بيند و اساسآ خواست و ميلى در ميان نمى ماند. 8. در برابر محبوب، از خويش رأى و سليقهاى نداشتن: محبّ راستين در برابر محبوب، اساساً احساس وجود و شخصيت نمى كند، چه رسد به اينكه خود را صاحب تشخيص و نظر، يا سليقه و پسند مستقلّى بشمارد. محبّ صادق، انديشهاش تابع محبوب و سليقهاش پيرو معشوق است. چيزى را درست ميداند كه محبوب تصديق مى كند؛ چيزى را پذيرا مى شود كه معشوق تأييد مى كند؛ چيزى را زيبا ميداند كه در نظر محبوب زيبا به شمار ميآيد و چيزى را دوست ميدارد كه نزد محبوب دوستداشتنى است. اظهار رأى و ابراز نظر در محضر دوست، نوعى عرض اندام و ابراز وجود كردن در برابر محبوب است و با عشق و محبّت راستين، ناسازگار و غيرقابل جمع مىباشد. از اين رو محبّان راستين حضرت حق، در پيشگاه پروردگار، از خويش رأى و نظر و سليقه و پسند على حدّه و مستقلّى ندارند. ................................................. پی نوشت ها: 1. محمّد بن شهر آشوب، مناقب، ج 1، ص 300. 2. صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 380. 3. مجلسی، بحارالانوار، ج 67، ص 22.
منبع: کتاب شراب طهور، تألیف استاد مهدی طیّب اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
به سایت اهل ولا مراجعه کنید
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم مهر ۱۳۹۱ساعت 5:25  توسط علیرضا عباسی
|
|