6. تماميّت گرا بودن :رويكرد سالكان و عارفان به دين به لحاظ هاى گوناگون، تماميّت گراست.

اگر بهره مندى از دين را به سه مرتبه ى اسلام، به معنى انطباق ظاهر فرد با ظواهر دينى، ايمان، به معنى گرايش و پذيرش قلبى حقايق و تعاليم دين، و ايقان، به معنى باور مستحكم و خدشه ناپذير قلبى حقايق و تعاليم دين، تقسيم كنيم؛ سالكان و عارفان طالب بهره مندى از دين در سرحدّ نهايى كمال، يعنى نيل به مرتبه ى يقين يا ايقانند.

به لحاظ ديگر، اگر دين‌دارى را در قالب سير الى الله، در چهار مرحله ى اسلام، ايمان، هجرت و جهاد، و در سه سطح اصغر، اكبر و اعظم طبقه بندى كنيم و در نتيجه، مدارج تديّن در اين سير به دوازده مرتبه ى اسلام اصغر، ايمان اصغر، هجرت صغرى و جهاد اصغر؛ اسلام اكبر، ايمان اكبر، هجرت كبرى و جهاد اكبر؛ و اسلام اعظم، ايمان اعظم، هجرت عظمى و جهاد اعظم تقسيم شود؛[1]

سالكان و عارفان، طالب طىّ تمامى مدارج مزبور و برخوردارى از همه ى ارزش هاى مراتب دوازدهگانه ى دين در سير خود به سوى حضرت حق مى باشند.

به عبارت ديگر، دين همچون هر چيز ديگر، داراى اسم، وصف و ذات است. به عنوان مثال، اگر سيبى را در نظر بگيريم، حروف «س»، «ى» و «ب» اسم آن را تشكيل مي‌دهند. تمامى كتابهايى كه در عرصه ى كشاورزى، علوم تغذيه و پزشكى، بر اساس مطالعات علمى در زمينه ى انواع، روش پرورش و خواصّ غذايى و طبّى سيب نگاشته شده‌اند، وصف سيب است. امّا خود سيب غير از اسم و وصف آن است. تكرار نام سيب و يا مطالعه و فراگيرى مطالبى كه در وصف سيب نوشته شده است، هيچ يك انسان را از خواصّ غذايى و طبّى سيب بهره مند نمى كند، بلكه خوردن خود سيب است كه چنان آثار و خواصّى براى انسان دارد.

دين نيز اسمى دارد كه همان نام و ظاهر مسلمانى است. وصفى دارد كه تمام علوم عقلى و نقلى در زمينهى معارف اسلامى است. امّا نام و ظواهر مسلمانى و نيز انباشتن ذهن از علوم و اصطلاحات دينى، غير از ذات و خود دين است. آنچه اثربخش و مايه ى رستگارى، كمال، سعادت و تعالى انسان مىشود، ذات دين است، نه اسم يا وصف آن. سالكان و عارفان به نام و ظواهر مسلمانى و به معلومات و اطّلاعات دينى بسنده نمى كنند و در پى آنند كه ذات دين بر تمامى ذرّات و ابعاد وجودشان حاكم شود و نهال دين در وجودشان به ثمر بنشيند.

از جنبه ى ديگر، دين داراى احكام و دستورات ظاهرى، اخلاق و روحّيات معنوى، و مقامات و حالات باطنى، و به تعبير ديگر، شريعت، طريقت و حقيقت است. گروهى از دينداران با افراط در پرداختن به يك حوزه، عملاً از ساير حوزه هاى دين بازمانده و محروم شده‌اند. گروه ديگرى از دينداران، همچون برخى از صوفيان، حوزه هاى سه گانه ى مزبور را همچون مراتبى پنداشته‌اند كه به ترتيب بايد طى شود و با رسيدن به مرتبه ى بالاتر، فرد از مرتبه ى پيشين و مراعات مقتضيات آن بى نياز مى شود. يعنى افراد مبتدى ملزم به رعايت شريعت، سالكان مقيّد به عمل به لوازم طريقت و بى نياز از رعايت شريعت، و عارفان واصل به حقيقت، بى نياز از هر دو مرتبه ى شريعت و طريقت و مراعات ملزومات آنها مى باشند. اين برداشت از دين كاملاً نادرست است. مراتب سه گانه ى مزبور لازم و ملزوم هم و جدايى ناپذيرند. قلب واصل به حقيقت، روحيّات و اخلاقى متناسب با خود در فرد پديد مي‌آورد و آن اخلاق و روحيّات، رفتار و كردارى هماهنگ با خود را ايجاد مى كند. چنين فردى انسان كامل و بهره مند از تماميّت دين است. سالكان و عارفان راستين، در رويكرد به دين، به اين معنى نيز تماميّت گرا مى باشند و توأمان و همزمان، شريعت، طريقت و حقيقت را طالبند. [2]

........................................

پی نوشت ها:

1.مراتب فوق در مباحث آتی تشریح خواهند شد.

2. برای آشنایی بیشتر با شاخصه های رویکرد سالکان به دین، ن.ک. به: مهدی طیّب، ص 14 تا 54.

منبع: کتاب شراب طهور، تألیف استاد مهدی طیّب

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

به سایت اهل ولامراجعه شود

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم شهریور ۱۳۹۱ساعت 5:59  توسط علیرضا عباسی  |