5. شهودطلبانه بودن: همانگونه كه در ظاهر وجود انسان حواسّى است كه ظاهر عالَم را با آنها ادراك مى كند، در باطن انسان نيز حواسّ مشابهى وجود دارد كه به‌وسيله ى آنها مىتوان باطن عالَم را ادراك كرد؛[1] امّا در اكثر افراد حواسّ باطنى غيرفعّال است، لذا نمى توانند ملكوت و باطن عالَم را ادراك كنند و چه بسا تصوّرشان از عالَم، به ظواهرى كه با حواسّ ظاهرى خود ادراك مى كنند، محدود مى باشد و از اينكه عالَم، باطن و ملكوتى دارد بى خبرند.[2] علّت غيرفعّال بودن حواسّ باطنى در اغلب اشخاص، به خواب رفتن باطن آنهاست. از راه قطع دلبستگى به دنيا، كه از آن به موت تعبير مى شود، و از طريق پرهيزگارى، اجتناب از گناهان، آلودگىها و لذّتطلبىهاى جسمانى و نفسانى و رهيدن از دام وسوسه هاى شيطانى، به يُمن قوّت ايمان و يقين قلبى، بيدارى باطنى حاصل مى شود. با بيدارى باطنى، حواسّ باطنى فعّال مىشود و چشم، گوش، ذائقه، شامّه و لامسه ى باطن امكان مى يابد باطن امور و اشياء را ادراك كند.

به ديده شدن ظواهر اشياء به‌وسيله ى چشم بدن، مشاهده، و به ديده شدن باطن آنها به‌وسيله ى چشم باطن، كه همان چشم دل يا چشم روح است، شهود گفته مى شود. در موارد بسيارى نيز تعبير شهود براى هر نوع ادراك باطنى، اعم از ديدن، شنيدن، استشمام كردن، چشيدن و لمس كردن باطنى به كار مي‌رود.

گرچه مى توان به يارى استدلال هاى عقلى، فلسفى و يا كلامى و به كمك دلايل نقلى قرآنى و روايى، تا حدودى حقايق ملكوتى را شناخت و به وجود و ويژگى هايشان پى برد، امّا شهود آنها با حواسّ باطنى، بسيار فراتر، استوارتر، اطمينان بخش تر و ارزشمندتر از درك مفهومى آنها به‌وسيله ى عقل و انديشه است.

سالكان و عارفان، گرچه آموختن علوم و معارف ظاهرى را نفى نمى كنند و خود نيز به فراگيرى آن مى پردازند، امّا اين شناختهاى عقلى و علمى، آنها را ارضا نمى كند و در پى شهود حقايق عالم هستي‌اند. آنها به اين اكتفا نمى كنند كه از طريق عقل و نقل دريابند كه خدا و قيامتى وجود دارد و عالَم، ملكوت و باطنى دارد و ملكوتيان و ارواح انبيا و اوليا حاضر و ناظرند. آنها طالب تجربه هاى عارفانه و شهود اين حقايق عالَم وجودند.

گوشم شنيد قصّه ى ايمان و مست شد*كو قِسم چشم؟ ديدن ايمانم آرزوست

........................................

پی نوشت ها:

1.سوره انفال، آیه 29.

2. فیض کاشانی، کلمات مکنونه، ص 247؛ مجلسی، بحارالانوار، ج58، ص 250 و کلینی، کافی، ج 1، ص 166.

3. سوره روم، آیه 7.

منبع: کتاب شراب طهور، تألیف استاد مهدی طیّب

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
به سایت اهل ولا مراجعه شود
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۱ساعت 6:19  توسط علیرضا عباسی  |