2. عاشقانه بودن :اشخاصى كه به دين روى آورده و به انجام دستورهاى دينى تن داده‌اند، به دو گروه صابران و عاشقان قابل تقسيم مى باشند. صابران كساني‌اند كه تكاليف دينى براى آنها تلخ و سخت است و با اكراه و تلخى، انجام آنها را متحمّل مى شوند. صابران خود به دو گروه تقسيم مى شوند. نخست راهبان و خائفان، كه نه به خدايى كه دستورات دينى را صادر كرده است علاقه و محبّتى دارند و نه فايده و ثمرى در اجراى دستورات مزبور مى بينند، بلكه تنها از ترس پيامدهاى تلخ دنيوى و اخروى تخلّف از فرامين الهى و براى دچار نشدن به آن، تن به طاعت و عبادت مي‌دهند. دوم تاجران، اجيران و طامعان، كه گرچه ايشان نيز علاقه و محبّتى به خدا در قلبشان نيست، امّا به منافع و ثمراتى كه اجراى دستورات دينى در پى دارد آگاهى يافته‌اند و لذا به طمع نيل به تبعات شيرين دنيوى و اخروى يا دستيابى به كشف وكرامات و قدرتهاى روحى، سر به راه دين نهاده‌اند و از دستورات آن پيروى مىكنند. امّا عارفان و سالكان، نه به پيامدهاى تلخ تمرّد از دين توجّه دارند و نه به ثمرات شيرين اطاعت از دين اعتنايى مىكنند و نه انجام تكاليف دينى در نظرشان تلخ و دشوار است. اينان صرفاً به دليل محبّت و عشقى كه به خدا دارند و اينكه به مقتضاى آن محبّت و عشق، درصدد خشنود ساختن محبوب و كسب رضايت خاطر معشوق خويشند، نه تلخكامانه و از سر ناچارى، بلكه مشتاقانه، به استقبال اوامر الهى مي‌روند و دستورهاى دين را به شيرينى و گوارايى پذيرا مى شوند و از انجام آنها لذّت مى برند.

امام صادق علیه السّلام در توصيف اين گروه مى فرمايند :قَومٌ عَبَدوا اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ حُبّاً لَهُ، فَتِلكَ عِبادَةُ الاَحرارِ وَ هِىَ اَفضَلُ العِبادَةِ :گروهى خداى عزّوجلّ رابه دليل محبّت و عشقى كه به او دارند بندگى مى كنند، اين عبادت آزادگان و برترين عبادتهاست.[1] و در بيان انگيزهى خود در انجام عبادت مى فرمايند :وَلكِنّى اَعبُدُهُ حُبّاً لَهُ عَزَّ وَ جَلَّ، فَتِلكَ عِبادَةُ الكِرامِ :امّا من به دليل عشق به خداوند عزّوجلّ، او را عبادت مىكنم و اين عبادت بزرگواران است.[2]

امام باقر علیه السّلام بر اساس همين رويكرد مى فرمايند :هَلِ الدّينُ اِلاَّ الحُبُّ؟ ... اَلدّينُ هُوَ الحُبُّ وَ الحُبُّ هُوَ الدّينُ :آيا دين چيزى جز محبّت و عشق است؟ ... دين همان محبّت و عشق، و محبّت و عشق همان دين است.[3]

........................................

پی نوشت ها:

1. کلینی، کافی، ج 2، ص 84.

2. مجلسی، بحارالانوار، ج 67، ص 17، 197 و 204.

3. مجلسی، بحارالانوار، ج 67، ص 238.

منبع: کتاب شراب طهور، تألیف استاد مهدی طیّب

اللهم صل علی محمد وآل محمدوعجل فرجهم

لطفابه سایت اهل ولامراجعه کنید

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم شهریور ۱۳۹۱ساعت 5:59  توسط علیرضا عباسی  |